نمایش 1–9 از 31 نتیجه

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر

نازل لیزر، لوازم جانبی لیزر
شما به لبهای دندانهدار و پوشیده از تفاله روی ورقهای از استیل یکچهارم اینچی نگاه میکنید، در حالی که انگشتتان روی کنسول معلق مانده تا لیزر را یک کیلووات دیگر بالا ببرید. توقف کنید. دستتان را از روی ولوم بردارید. فکر میکنید پرتو برای عبور از مواد در تقلاست، پس میخواهید با چکش بزرگتری به آن ضربه بزنید. اما به نوک هد برش نگاه کنید. آن نازل مسی عمومی $15 که از جعبه قطعات یدکی برداشتید، بهخوبی پیچ خورد، نه؟ به نظر فقط یک قیف فلزی ساده میرسد. ولی اینطور نیست. شما دارید سعی میکنید گلوله یک تکتیرانداز را از لوله کوتاه یک شاتگان شلیک کنید و افزودن باروت بیشتر فقط باعث میشود مکانیسم اسلحه در صورتتان منفجر شود.

رزوههای M11 روی آن نازل تخفیفخورده کاملاً در حلقه سرامیکی جا میافتد. مماس مینشیند. به چشم غیرمسلح دقیقاً مثل قطعه اصلی کارخانه به نظر میرسد که همین دیروز دور انداختیم. چون از نظر فیزیکی جا میخورد، فرض میکنید که از نظر مکانیکی هم درست کار میکند.
بیایید دوباره آنچه واقعاً داخل آن مخروط برنجی رخ میدهد را بازبینی کنیم. یک نازل لیزر سرپاش شلنگ باغ نیست. این اتاقک یک تفنگ پرقدرت است. گاز کمکی را به عنوان باروت در نظر بگیرید و پرتو لیزر را مثل گلوله. اگر اتاقک با کالیبر مطابقت نداشته باشد، ممکن است گلوله هنوز از لوله خارج شود اما گازهای منبسطشده بهشدت به عقب بازمیگردند. یک نازل عمومی ممکن است سوراخ داخلی مخروطی مستقیم داشته باشد، اما پارامترهای برش خاص شما احتمالاً به انحنای محدب بهصورت ترومپت نیاز دارد تا چگالی گاز را در فاصله ایستادن یک میلیمتری یکنواخت نگه دارد. شما آن کنترل آیرودینامیک نامرئی را از دست میدهید، و ناگهان دیگر در حال برش فلز نیستید. شما فقط در حال ذوب کردن آن هستید و امیدوارید جاذبه بقیه کار را انجام دهد. این سطح از مهندسی دقیق شبیه چیزهایی است که از تجهیزات با عملکرد بالا انتظار دارید ابزارهای خمکن پرس, ، جایی که هندسه همهچیز است.

ببینید چه میشود وقتی نیتروژن با فشار ۱۵ بار از طریق نازلی با ماشینکاری ضعیف عبور میکند. دقیقاً در فاصله ۰.۴۶ برابر قطر از دهانه خروجی — یعنی همان جایی که گاز باید به جلوی برش برخورد کند — مومنتوم در مرکز خط بهطور چشمگیری سقوط میکند. الگوهای شوک الماسی در جریان گاز شکل میگیرند. گاز عملاً در تلاطم خودش خفه میشود.
وقتی گاز کمکی از حرکت میافتد، نمیتواند برادهی مذاب را خارج کند. فلز مایع جمع میشود. واکنش غریزی شاگرد شما این است که توان را از ۴ کیلووات به ۶ کیلووات افزایش دهد تا برش را مجبور کند انجام شود.
اگر [فلز مذاب در خط برش جمع میشود]، آنگاه [توان را افزایش ندهید؛ نمایه جریان گاز را بررسی کنید].
افزودن توان به برشی که متوقف شده فقط یک حوضچه بزرگتر از فولاد جوشان ایجاد میکند. پرتو کار خود را کاملاً انجام میدهد. مسئله این است که “باروت” شما خارج از اتاقک منفجر میشود، بهجای آنکه ماده مذاب را از پایین صفحه عبور دهد.

آن حوضچه جوشان فولاد فقط همانجا نمینشیند. به آینهای بسیار بازتابنده و آشفته تبدیل میشود.
وقتی یک لیزر فیبری ۶ کیلوواتی به حوضچه محدب فلز مذابی که گاز نتوانسته پاک کند برخورد میکند، پرتو مستقیماً به بالا از دهانه نازل بازتاب مییابد. اگر [دینامیک گاز در پاکسازی شکاف برش شکست بخورد]، آنگاه [بازتاب معکوس در مسیر پرتو بالا میرود]. آن نازل عمومی $15 که با آن صرفهجویی کردید، انرژی خام و بیتمرکز لیزر را مستقیماً به هد برش هدایت کرد. ابتدا به پنجره محافظ برخورد میکند، هر آلودگی سطحی را بیش از حد گرم میسازد، و سپس به لنز فوکوس $4,500 میرسد. لنز نه فقط ترک میخورد، بلکه متلاشی میشود و دوغابی سمی از گرد سیلیس ذوبشده را درون محفظهی هد برش $150,000 پخت میکند.
آزمون قراضه: پنجره محافظ خود را بیرون بکشید و زیر نور بازرسی روشن در زاویه کم نگه دارید. اگر مجموعهای از حفرههای سفید میکروسکوپی در طرف رو به پایین میبینید، نازل شما دینامیک گاز را کنترل نمیکند. شما هماکنون بازتابهای معکوس ریز را تجربه میکنید و لنز گرانقیمتتان عمر محدودی دارد.
یک ورق فولاد نرم یکچهارم اینچی از پالت بردارید و آن را برای برش با اکسیژن تنظیم کنید. اکسیژن فقط یک سپر نیست؛ یک عامل فعال است. واکنشی گرمازا ایجاد میکند که در واقع آهن را میسوزاند تا گرمای اضافی در جلوی پرتو لیزر تولید کند. شما نیاز ندارید گاز بهعنوان یک پتک کور عمل کند. شما نیاز دارید شعلهای بسیار موضعی را تغذیه کند.
نازل تکلایه درونی مانند یک مخروط ساده و صاف باریک میشود. هنگامی که اکسیژن در این قیف همگرا حرکت میکند، به یک جریان باریک و سوزنیشکل شتاب میگیرد. هندسه، گاز را مجبور میکند که دقیقا در نقطهی کانونی پرتو متمرکز شود. این جت متمرکز، احتراق گرمازا را مستقیما در امتداد شکاف برش هدایت میکند بدون اینکه فلز اطراف را بیش از حد تغذیه کند. شکل تکلایه در اینجا برنده است چون سادگیاش تضمین میکند که یک ستون گاز با سرعت بالا و باریک ایجاد شود که مذاب نازک سرباره را قبل از جامد شدن پاک میکند.
اما وقتی ماده تغییر کند و گاز دیگر آتش را تغذیه نکند، بلکه مجبور باشد تودهای چسبناک از کروم مذاب را از شکاف بیرون بکشد چه اتفاقی میافتد؟
آن فولاد ملایم را با یک ورق فولاد زنگنزن 304 جایگزین کنید. اکسیژن را با نیتروژن جایگزین میکنید. نیتروژن خنثی است. نمیسوزد. فقط فشار میدهد. از نمایندگان ابزار زیاد خواهید شنید که درباره “الزام دولایه” برای فولاد زنگنزن حرف میزنند. نظریه بینقص به نظر میرسد: یک نازل دولایه از یک هستهی داخلی برای دمیدن مذاب استفاده میکند، در حالی که بخش خارجی یک پرده گازی ثانویه ایجاد میکند تا لبهی داغ را از اکسیژن جوی محافظت کند.
پس یک نازل دولایه میبندید، نیتروژن را روی 20 بار تنظیم میکنید و شروع میکنید.
نتیجه این است که لبهی پایینی با پرههای تیز و دندانهدار پوشیده میشود و لکههای زرد بیمارگونهی اکسیدشده پیدا میکند. نظریه شکست خورد. چرا؟ چون یک نازل دولایه استاندارد از نظر هندسی طوری طراحی شده که گاز را منبسط و کند کند تا آن پرده محافظ بیرونی را ایجاد نماید. اگر [برش فولاد زنگنزن با نیتروژن پرفشار]، آنگاه [از نازل دولایه استاندارد استفاده نکنید؛ محفظه انبساط داخلی، سرعت شما را خفه میکند]. نیتروژن برای تخلیه سرباره فولاد زنگنزن نیاز به نیروی مکانیکی خالص دارد. وقتی 20 بار نیتروژن را از یک نازل دولایه عبور میدهید، طراحی دومسیره باعث کاهش سرعت خروج میشود. گاز نیروی برشی خود را از دست میدهد. فلز مذاب به لبهی پایینی میچسبد، بیشازحد گرم میشود و در آشفتگی جریان، اکسید میشود. برای به دست آوردن لبهی نقرهای تمیز روی فولاد زنگنزن، در واقع به ضربهی آزاد و پرسرعت یک نازل تکلایه نیاز دارید—یا یک نازل دومسیره تخصصی قابل تنظیم که بهطور خاص برای جتهای پرفشار ساخته شده باشد. نیاز به ابزار تخصصی برای مواد و فرآیندهای خاص، اصل شناختهشدهای در ساخت فلزات است، چه برای نازلهای لیزر باشد و چه برای ابزار استاندارد پرس برک.
اگر سرعت بالا راز مطلق برش سربارههای سرسخت است، چرا نتوانیم هر ماده ضخیمی را با حداکثر فشار از طریق یک مخروط تکلایه بدمیم؟
یک ورق فولاد کربنی یک اینچی را روی شیارها بگذارید. دوباره برمیگردید به اکسیژن. به یاد برش تمیز روی صفحهی یکچهارم اینچی، همچنان از نازل تکلایه استفاده میکنید اما دهانهی عظیم φ3.0mm را انتخاب میکنید، با این فرض که گاز بیشتر یعنی توان برش بیشتر. لیزر را روشن میکنید. بلافاصله جلوی برش منفجر میشود. جرقهها با شدت به بالا پرتاب میشوند و شکاف پر از سربارهی جوشان و کنترلنشده میشود.
جریان مافوق صوت زمانی به ضعف تبدیل میشود که ماده متکی بر یک واکنش شیمیایی آرام و پایدار در عمق یک شکاف ضخیم باشد.
وقتی اکسیژن با سرعت بالا از یک نازل تکلایه به یک حوضچه واکنش عمیق برخورد میکند، انرژی جنبشی شدید گاز، آهن مذاب را از هم میپاشد. جریان گاز از دیوارههای عمودی برش جدا میشود و گردابههای کمفشار و آشفته درون شکاف ایجاد میکند. واکنش گرمازا از کنترل خارج میشود و لبههای خشن و بهشدت شیارخورده بهوجود میآیند. این دقیقا جایی است که نازل دولایه الزامی میشود. با کارکرد در فشار شگفتآور پایینی بین 0.5 تا 5 بار، طراحی دولایه یک پردهی گاز پایدار و کمسرعت ایجاد میکند. این پرده به آرامی احتراق را تا عمق یک شکاف یک اینچی تغذیه میکند بدون اینکه حوضچه را منفجر کرده و چشمهای از فولاد مایع را مستقیما به درون پنجره محافظ $800 شما بفرستد.
تست دورریز: انگشت شصت برهنهی خود را روی لبهی پایینی برش آزمایشی بکشید. اگر یک لبهی سفت از سربارهی آشفته و دندانهدار احساس کردید که نیاز به سنگزنی دارد، دینامیک داخلی نازل شما در حال مبارزه با فشار گازتان است. یا در حال خفه کردن برش نیتروژنی با نازل دولایه هستید، یا یک واکنش اکسیژنی را با جت تکلایه منفجر میکنید.
| سناریو | مواد | گاز کمکی | نوع نازل | رفتار آیرودینامیک | کیفیت لبهی حاصل |
|---|---|---|---|---|---|
| برش اکسیژنی مواد نازک | فولاد ملایم یکچهارم اینچ | اکسیژن | تکلایه (همگرا) | گاز به یک جت باریک با سرعت بالا شتاب میگیرد که در نقطه کانونی متمرکز میشود و یک واکنش گرمازای موضعی را تغذیه میکند | برش تمیز، سربارهی حداقل، لبهی تیز |
| تنظیم نادرست برای فولاد ضد زنگ | فولاد ضدزنگ 304 | نیتروژن (۲۰ بار) | دولایهی استاندارد | انبساط داخلی سرعت گاز را کاهش میدهد؛ طراحی پردهی بیرونی نیروی برشی را کم میکند | برادههای دندانهدار، سربارهی سنگین در پایین، اکسیداسیون زرد |
| روش صحیح برای فولاد ضد زنگ | فولاد ضدزنگ 304 | نیتروژن (فشار بالا) | تکلایه یا دودرگاه خاص با سرعت بالا | جریان آزاد و پرسرعت گاز به صورت مکانیکی سربارهی مذاب را از شیار برش جدا میکند | لبهای تمیز و نقرهای با حداقل براده |
| برش اکسیژنی بیشازحد راندهشده | فولاد کربنی یک اینچی | اکسیژن | تکلایه با دهانهی بزرگ | گاز مافوق صوت استخر واکنش را مختل کرده و در شیار عمیق آشفتگی و گردباد ایجاد میکند | لبههای زبر و کندکاریشده، سربارهی کنترلنشده، پرتاب جرقه به بالا |
| برش اکسیژنی مواد ضخیم | فولاد کربنی یک اینچی | اکسیژن (۰٫۵–۵ بار) | دولایه | پردهی گاز آرام با سرعت کم واکنش گرمازا را در طول شیار عمیق بهطور یکنواخت نگه میدارد | برش پایدار، جریان کنترلشده سرباره، اپتیکهای محافظتشده |
| آزمون تشخیص ضایعات | هر نوع ماده | هر | هر | شرایط لبه ناهماهنگی بین فشار گاز و آیرودینامیک نازل را نشان میدهد | لبه صاف = تنظیم درست؛ لبه دندانهدار = نازل و گاز در حال مقابله با یکدیگرند |
نازل مانند آبپاش ارزان باغ نیست؛ بلکه اتاقک یک تفنگ پرقدرت است. گاز کمکی همانند باروت عمل میکند، پرتو همان گلوله است، و اگر اتاقک را با کالیبر ناهماهنگ کنید، بازگشت فشار اپتیکها را از سر برش بیرون خواهد زد.
به جریانسنج روی مخزن نیتروژن اصلی خود نگاه کنید. یک نازل ۲.۰ میلیمتری که با ۱۰ لیتر در دقیقه کار میکند، ستون گازی سفت و مؤثری تولید میکند. فرض کنید آن نازل را از دست داده و از کشو یک نازل ۴.۰ میلیمتری جایگزین بردارید، به این امید که پرتو بهراحتی از آن عبور کند. در این حالت فقط میزان مصرف گازتان دو برابر نمیشود. چون نرخ جریان متناسب با مربع قطر روزنه افزایش مییابد، آن دهانه ۴.۰ میلیمتری برای حفظ همان فشار در شکاف، نیاز به ۴۰ لیتر در دقیقه دارد. شما فوراً در حال مصرف چهار برابر حجم گاز هستید.
در هر ساعت ۱۰۰٪ نیتروژن را هدر میدهید فقط برای رسیدن به لبهای دندانهدار که انگار موش آن را جویده است.
اپراتورها فکر میکنند سوراخ بزرگتر تضمین میکند پرتو به مس برخورد نکند. اما نازل یک گلوگاه آیرودینامیکی است. وقتی دهانه را بیش از حد بزرگ میکنید، گاز بهجای جریان به سمت پایین، به سمت بیرون منبسط میشود. فشار قبل از رسیدن به سطح ورقه بهشدت افت میکند. اگر [برش ورق فولادی ضخامت ۱۶ گیج با نیتروژن] آنگاه [از قطر نازل بیش از ۱.۵ میلیمتر استفاده نکنید]. هر چیزی بزرگتر انرژی جنبشی لازم برای برش دادن سرباره مذاب را پخش میکند. گاز در سطح بالایی پخش میشود، سرباره در داخل شکاف خنک شده و قسمت پایین قطعه به داربست میچسبد.
سعی کنید قطعهای از فولاد نرم نیماینچی را با نازل ۱.۲ میلیمتری برش دهید. منطق این است: سوراخ تنگتر باید جت سریعتر و قویتری از اکسیژن برای نفوذ در صفحه ضخیم ایجاد کند.
اما فیزیک جریان خفهشده نظر دیگری دارد.
وقتی گاز در باریکترین نقطه دهانه ۱.۲ میلیمتری به سرعت صوت برسد، هیچ مقدار افزایش فشار از بالادست حجم بیشتری را از آن عبور نخواهد داد. جریان خفه میشود. شما میتوانید رگولاتور را تا حداکثر بچرخانید، کمپرسور را بیشازحد کار دهید تا چرخهاش به جوش برسد، اما حجم اکسیژن خروجی از نازل ثابت میماند. در صفحه نیماینچی، سوزن گاز پرسرعت بیفایده است. سطح بالایی حوضچه مذاب را میشکافد اما جرم حجمی لازم برای بیرون راندن کامل سرباره مذاب از شکاف عمیق را ندارد. ماده مذاب راکد میماند، درون برش میجوشد، شکاف را گسترش میدهد، فولاد اطراف را بیشازحد گرم میکند و در نهایت فوارهای از آهن مذاب را مستقیماً به عدسی فوکوس ۴۵۰۰ شما پرتاب میکند.
خط مرزی دقیقی در فرایند ساخت وجود دارد که در آن شهود شما درباره اندازه نازل کاملاً معکوس میشود. این نقطه بین محدوده ۱.۵ تا ۳.۰ میلیمتر قرار دارد. زیر ۱.۵ میلیمتر، شما در حال بهینهسازی برای سرعت هستید. ورقهای نازک سریع برش میخورند و شما به جت تنگ و پرسرعت نیاز دارید تا سرباره را پیش از انجماد از لبه پایینی جدا کند. اما وقتی وارد محدوده ورق فولادی ضخیمتر از یکچهارم اینچ میشوید، از آستانه عبور کردهاید. باید سرعت را کنار بگذارید و بهجای آن حجم را بهینه کنید.
یک نازل ۳.۰ میلیمتری جریان گازی کندتر، پهنتر و پایدارتر ایجاد میکند که کل ناحیه برش را در بر میگیرد. این جریان حجمی بالا و پیوستهای فراهم میکند که بهآرامی مواد مذاب سنگین را از کانال عمیق تخلیه میکند بدون آنکه گردابههای آشفتهای بسازد که برش را تخریب میکنند. اگر [برش فولاد صفحهای ضخیمتر از ۱/۴ اینچ] آنگاه [به نازل ۲.۵ یا ۳.۰ میلیمتری روی آورید تا تخلیه حجمی تضمین شود]. اما این استراتژی اندازهگذاری دقیق یک نقطه ضعف致کننده دارد: جریان گاز کاملاً محاسبهشده ۳.۰ میلیمتری در همان لحظهای که از نوک مسی خارج میشود، یکپارچگی ساختاری خود را از دست میدهد. اگر فاصله نوک نازل حتی نیم میلیمتر نوسان کند، آن فشار محاسبهشده هرگز به شکاف نمیرسد.
آزمون ضایعه: یک کولیس بردارید و عرض شکاف را در بالا و پایین برش صفحه ضخیم اندازه بگیرید. اگر عرض شکاف در بالا ۰.۸ میلیمتر تمیز است اما در پایین تا ۲.۰ میلیمتر با سرباره سنگین باد کرده است، دهانه نازل شما بیش از حد تنگ است. جریان را خفه میکنید، بخش پایین برش را از گاز محروم میسازید و میگذارید قطعه مذاب بیشازحد گرم شده و دیوارههای پایین را فرسایش دهد.
از صفحه تنظیمات دور شوید. شما همین الان تلاش کردید یک جوش همجوشی روی یک محفظه پزشکی فولاد ضدزنگ $400 با استفاده از همان نازل تکلایه ۱.۵ میلیمتری که امروز صبح برای برش قطعات خام استفاده کردهاید اجرا کنید. شما جوش نگرفتهاید؛ یک گودال ایجاد کردهاید. نازل یک آبپاش ارزان باغی نیست؛ این محفظه یک تفنگ پرقدرت است. گاز کمکی همان باروت است، پرتو همان گلوله، و اگر محفظه را با کالیبر اشتباه تطبیق دهید، پسزدگی اپتیکها را از سر برش به بیرون میدمد. چرا فلز به جای جوش خوردن پخش شد؟
وقتی فلز را برش میدهید، دشمن اصلی شما سرباره حبسشده است. نازل برش طراحی شده تا گاز—معمولاً نیتروژن یا اکسیژن—را به یک جت با سرعت بالا شتاب دهد که بهطور خشونتآمیز ماده مذاب را از پایین برش بیرون میزند. این یک ابزار تخلیه است. اما به نوک سر برش وقتی به جوشکاری تغییر میدهید نگاه کنید. شما دیگر نمیخواهید مواد را بردارید؛ میخواهید دقیقاً همانجا که هست بماند و به حالت مایع درآید.
فیزیک کاملاً بالعکس میشود.
اگر یک حوضچه جوش مذاب ظریف با دمای ۲۵۰۰ درجه را با جت نیتروژن ماخ ۱ از یک نازل برش بزنید، بهطور فیزیکی فولاد مایع را از اتصال بیرون میدمید. یک خندق دندانهدار ایجاد میکنید، اکسیژن جوی را به فلز بدون محافظ وارد کرده و موجب تخلخل شدید میشوید. نازلهای جوشکاری از هندسههای پهنتر، شیاردار یا گشادشده استفاده میکنند—اغلب بر اساس قطر خاص سیم پرکننده، مانند ۱.۲ میلیمتر—تا سرعت گاز را عمداً کاهش دهند. آنها فشار را کم کرده و گاز را به یک پوشش آهسته و سنگین تبدیل میکنند که حوضچه را محافظت میکند. واقعاً این پوشش چهقدر باید پهن باشد؟
یک گذر استاندارد جوش لیزری به پوشش گاز محافظی نیاز دارد که حداقل سه برابر پهنتر از حوضچه مذاب باشد. اگر حوضچه شما ۲ میلیمتر پهن است، باید یک گنبد ۶ میلیمتری آرگون یا نیتروژن آن را تا زمان جامد شدن از جو محافظت کند. یک نازل برش باریک بهطور فیزیکی نمیتواند گاز را به اندازه کافی پهن کند تا لبه عقب حوضچه جوش در حال حرکت را پوشش دهد. با حرکت سر، پشت حوضچه از زیر پوشش گاز خارج میشود، با هوای محیط واکنش میدهد و به یک پوسته شکننده و سیاه تبدیل میشود. اگر [در حال اجرای یک جوش لیزری پیوسته هستید]، آنگاه [از یک نازل جوشکاری با دهانه پهن استفاده کنید تا گنبد گاز کمسرعت را روی کل ناحیه خنکشدن حفظ کنید].
سپس نوبت به موقعیت فوکوس میرسد. برش نیاز دارد نقطه فوکوس به عمق ماده رانده شود تا تمام ضخامت برش ذوب شود. جوشکاری اغلب نیاز به فوکوس مثبت دارد، که در آن نقطه فوکوس پرتو کمی بالاتر یا دقیقاً روی سطح نگه داشته میشود تا توزیع انرژی وسیعتر شود. یک نازل برش با نوک تنگ بهطور فیزیکی مخروط لیزر پخششده را زمانی که فوکوس را بالا میبرید قطع میکند. وقتی پرتو به دیواره مسی داخلی نازل برخورد میکند، پراکنده میشود. ابتدا به پنجره محافظ برخورد میکند، هر آلودگی سطحی را بیش از حد گرم میکند، و سپس به لنز فوکوس $4,500 میرسد. اولین کاری که باید هنگام جابهجایی از میز برش به فیکسچر جوشکاری انجام دهید چیست؟
شما نوک مسی را عوض میکنید، اما باید کل استراتژی آیرودینامیکی خود را نیز تغییر دهید. تنظیم برش به جریان گاز هممحور متکی است—جریانی که مستقیم از لوله و کاملاً موازی با پرتو لیزر خارج میشود. جوشکاری اغلب گاز محافظ خارج از محور یا جریانی ضربدری را وارد میکند. نازل جوشکاری ممکن است یک پورت ثانویه داشته باشد که آرگون را با زاویه ۴۵ درجه تزریق کند تا بخارات پلاسما را از مسیر پرتو دور کند.
اگر فقط یک نازل جوشکاری را روی یک سر برش ببندید بدون تنظیم فشار تنظیمکننده، ۱۵ بار فشار را به یک محفظه باز تزریق خواهید کرد. گاز با اثر ونتوری هوای محیط را به ناحیه جوش میمکد. باید فشار تحویل را از سطح برش به یک نسیم ملایم ۱ تا ۳ بار کاهش دهید.
آزمون ضایعات: یک جوش خودکار دو اینچی روی یک قطعه ضایعات فولاد ضدزنگ انجام دهید، سپس آن را با گیره نصف کنید. مقطع را زیر ذرهبین نگاه کنید. اگر فلز داخلی مانند پنیر سوئیسی است، سرعت نازل شما خیلی زیاد است. یا از نازل برشی استفاده میکنید که حوضچه را با جت میزند، یا فشار نازل جوشکاری شما هوای محیط را به داخل پوشش میمکد.
شما به یک لبه دندانهدار روی ورق فولاد ضدزنگ $1,200 نگاه میکنید و مطمئنید که تأمینکنندهتان یک دسته بد مس به شما فروختهاست. دست از تعویض نازل بردارید. نازل یک آبپاش ارزان باغی نیست؛ این محفظه یک تفنگ پرقدرت است. گاز کمکی همان باروت است، پرتو همان گلوله و اگر لوله را ناهماهنگ کنید، پسزدگی اپتیکها را از سر برش به بیرون میدمد.
دقیقاً ۰.۵ میلیمتر.
این آستانه مطلق بین یک پایان آینهوار و یک آشفتگی دندانهدار است. وقتی پرتو از مرکز دقیق منحرف میشود، پیش از خروج دیواره داخلی نازل را قطع میکند. این بلافاصله نقطه خفهکننده آیرودینامیکی دقیق شما را به یک فاجعه آشوبناک تبدیل میکند. گاز کمکی از پلاسما داخلی لیزر منحرف میشود و یک خلأ فشار در یک طرف برش ایجاد میکند. ممکن است سه طرف یک مربع را بهطور کامل ببرید، اما جریان گاز در طرف چهارم متوقف میشود، برش را از گاز محروم کرده و سرباره عظیمی باقی میگذارد.
اگر [کیفیت برش شما بسته به جهت حرکت سر تغییر میکند]، آنگاه [دست از تعویض نازل بردارید و همترازی هممحور خود را بررسی کنید].
به نوک سر برش نگاه کنید. آیا به لمس گرم است؟
یک حسگر ارتفاع خازنی که ناگهان در میان برش دچار انحراف میشود، در واقع دارد به شما هشدار میدهد. اپراتورها اغلب تصور میکنند داغ شدن هد به این معناست که نازل انتخابشده برای توان خروجی خیلی کوچک است. درحالیکه در واقعیت، معمولاً این بدان معناست که مس در حال جذب انرژی خام لیزر از یک پرتو ناهمتراز است.
یک فرورفتگی فیزیکی کوچک ناشی از برخورد نوک قطعه به هد، به این معناست که نازل فوراً به زباله تبدیل میشود، زیرا هندسه خروجی آن از نظر فیزیکی تغییر شکل داده است. اما نازلی که کاملاً گرد بوده و در اطراف دهانه خود تغییر رنگ آبی یا بنفش ناشی از حرارت دارد، قربانی است نه مقصر. برش داخلی باعث بازتاب انرژی به سمت ستون نوری میشود. ابتدا به پنجره محافظ برخورد میکند، هر آلودگی سطحی را بیش از حد داغ میکند، و سپس به عدسی متمرکزکننده $4,500 میرسد.
استاندارد صنعتی برای تنظیم مرکز پرتو، پالس دادن لیزر به تکهای از نوار چسب است که روی دهانه نازل چسبانده میشود. این روش ارزان، سریع و کاملاً برای بیشتر اپراتورها بدفهمی شده است.
اگر روی نوار چسب پالس دهید و علامتی بهشکل نیمماه یا نقطه دوتایی سوخته ببینید، مغز شما خواهد گفت سوراخ نازل بینظم است. اینطور نیست. آن نقطه دوتایی سایهای از پرتو است که با مخروط داخلی برخورد میکند زیرا آینه سوم شما از تراز خارج شده است. حتی اگر نازل کاملاً جدیدی نصب کنید، همان علامت سوختگی بدشکل را خواهید دید.
آزمون اسقاط: قطعهای از نوار چسب روی نازل بگذارید، پرتو را در کمترین توان پالس دهید و سوراخ را زیر ذرهبین بررسی کنید. اگر علامت سوختگی کاملاً گرد اما خارج از مرکز است، پیچهای تنظیم X/Y را تا زمانی که دقیقاً در مرکز قرار گیرد تنظیم کنید. اگر علامت بهشکل هلال یا نقطه دوتایی است، آینههای داخلی شما از تراز خارجاند. با تکنسین خود تماس بگیرید، زیرا هیچ نازلی در دنیا نمیتواند برش شما را اصلاح کند.
من در کشوی میزم یک جعبه پر از عدسیهای متمرکزکننده $4,500 دارم که مثل شیشه مات خردشده به نظر میرسند. هرکدام بهدست کارآموزی نابود شدهاند که فکر میکرد نازل فقط یک قیف برنجی برای عبور لیزر است. شما پیکربندی برش را با برداشتن هر نازل تمیز مسی که در جعبهابزار پیداست نمیسازید. شما کل مجموعه را بهصورت مهندسی معکوس طراحی میکنید. از پایین درز برش شروع کرده و مرحلهبهمرحله بهسمت بالا، تا رسیدن به اپتیک، پیش میروید.
گاز کمکی فقط برای خارج کردن دود نیست. این گاز کل واکنش فیزیکی در ناحیه برش را تعیین میکند، به این معنی که هندسه داخلی نازل شما را نیز تعیین میکند.
برش با اکسیژن نوعی آتش شیمیایی است. هنگامیکه فولاد نرم نیم اینچ را با اکسیژن برش میدهید، به جریان آرام و کمفشار—معمولاً کمتر از ۱ بار—برای تغذیه واکنش گرمازا نیاز دارید. اگر بیش از حد بدمید، حوضچه را سرد کرده و شعله را خاموش میکنید. برش با نیتروژن مثل بولدوزر مکانیکی است. وقتی فولاد ضدزنگ یا آلومینیوم برش میزنید، هیچ کمک شیمیاییای وجود ندارد. کاملاً به انرژی جنبشی تکیه دارید و تا ۱۸ بار فشار را از درون آن لوله به پایین میفرستید تا فلز مذاب را پیش از آنکه دوباره جوش بخورد، از درز برش بیرون براند.
اگر [۱۸ بار نیتروژن را از طریق نازلی که برای اکسیژن کمفشار طراحی شده عبور دهید]، آنگاه [نقطه خفگی مافوقصوتی ایجاد میکنید که پلاسما را بهطور خام به سمت ستون نوری بازمیتاباند].
ابتدا نوع گاز را مشخص میکنید، زیرا گاز اساساً سرعت و نیازهای فشار محفظه را تغییر میدهد.
اپراتورها عاشق نازلهای دولایه هستند. آن را روی هد برش $12,000 در صبح دوشنبه نصب میکنند و تا جمعه همانجا میگذارند، چون فکر میکنند جهانی است. درحقیقت یک سازش جهانی است.
نازل دولایه دارای هسته داخلی و زنگ بیرونی است. این طراحی مخصوص برای شکلدهی اکسیژن کمفشار بهصورت ستونی باریک از جریان اولیه است، درحالیکه زنگ بیرونی گردبادی ثانویه ایجاد میکند که برش را از هوای محیط محافظت میکند. این ساختار جریان را نرم و کنترل میکند.
نیتروژن به نازل تکلایه نیاز دارد.
نوک مسی تکلایه مانند خودروی مسابقهای مستقیمالخط است. اصطکاک داخلی را به حداقل میرساند تا سرعت لازم برای برش تمیز با فشار بالا حفظ شود. وقتی نیتروژن پرفشار را از نازل دولایه عبور میدهید، هندسه داخلی پیچیده جریان گاز را از هم میدرد. جریانهای گردبادی درون برنج ایجاد میکند که اکسیژن محیط را به ناحیه برش میکشد. لبه فولاد ضدزنگ شما سیاه میشود و شما سه ساعت به دنبال نشتی در خطوط گاز میگردید که اصلاً وجود ندارند.
اگر [لبه فولاد ضدزنگ شما با وجود تراز کامل لیزر شبیه چیزیست که موش جویده باشد]، آنگاه [نازل دولایه را کنار بگذارید و نازل تکلایهای با اندازه صحیح برای حجم جریان نصب کنید]. برای چالشهای پیچیده ابزارکاری، چه در برش لیزری چه در عملیات پرسبریک، مشاوره با متخصصانی مانند Jeelix میتواند دسترسی به راهحلهای مهندسیشده و تخصص حرفهای را فراهم کند.
فاصله استندآف فقط یک شکاف فیزیکی برای جلوگیری از تماس مس با فولاد نیست. این فاصله، آخرین شیر نامرئی در سیستم آیرودینامیکی شماست.
بیشتر اپراتورها فاصله استندآف را روی ۱٫۰ میلیمتر قفل کرده و دیگر هرگز آن را تغییر نمیدهند. آنها نادیده میگیرند که سرعت برش و فشار گاز، فیزیک این شکاف را به طور کامل تغییر میدهند. زمانی که استندآف را برای برش سریع فولاد ضد زنگ براق به ۰٫۵ میلیمتر کاهش میدهید، در واقع مسیر خروج گاز را محدود کرده و فشار را وادار میکنید تا در شکاف باریکی که باید باشد، افزایش یابد. اما این قانون زمانی از بین میرود که وارد محدوده پارامترهای شدید شوید.
در سرعتهای برش بالا، رابطه بین توان لیزر و فاصله استندآف دچار شکست میشود. یک شکاف تنگ ناحیه برش را با گاز پرفشار بیش از حد سریع خنک میکند، در حالی که یک شکاف بازتر نقطه پرتو را گسترش داده و چگالی توان را کاهش میدهد. شما باید آنها را به صورت پویا متعادل کنید. علاوه بر این، اگر در حال برش صفحه ضخیم با گاز فوقالعاده پرفشار هستید، عقبکشیدن هد تا فاصله ۳٫۵ میلیمتر در واقع رفتار موجهای ضربهای مافوق صوت را تغییر میدهد. به جای آنکه مستقیماً به صفحه برخورد کرده و به داخل نازل بازتاب دهند، موجهای ضربهای از یکدیگر بازتاب یافته و در خط مرکزی به هم میرسند. این کار یک افزایش ناگهانی و عظیم در جریان جرمی رو به پایین ایجاد میکند که سربارهای را که در فاصله تنگ گیر میکرد، پاک میسازد.
اگر [در حال برش صفحه ضخیم هستید و سرباره در فاصله استاندارد ۱٫۰ میلیمتر تخلیه نمیشود]، آنگاه [هد را تا ۳٫۵ میلیمتر بالا بیاورید تا نقطه تلاقی موجهای ضربهای را جابهجا کرده و فشار را به سمت پایین شکاف هدایت کنید].
باید شکاف را برای آببندی جریان تنظیم کنید.